Hebdomada tertia Adventus, feria tertia ⛪
مثل مثل پسر ضایعکار، در مثل امروز نیز دو پسر وجود دارند. و مانند مثل پسر ضایعکار، یک پسر نسبت به پدرش ناسپاس است و دیگری وفادار. اما وفاداری به خدا دقیقاً شامل چه چیزی است؟
پسر بزرگ در مثل پسر ضایعکار در خانه میماند و دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که پدرش از او میخواهد. در واقع، او پدرش را سرزنش میکند و میگوید: «تمام این سالها مثل یک برده برای تو کار کردهام.»
پس آیا او وفادار نیست؟ آیا او همان پسری نیست که اراده پدر را انجام داده است؟ از سوی دیگر، پسر کوچک، همان پسر ضایعکار، پدرش را رد میکند و ارث خود را به شکل ناپسندی تلف میکند. آیا پسر ضایعکار، همان ناسپاس نیست؟
وفاداری به خدا چیزی نیست که بتوان از بیرون اندازه گرفت. نمیتوان آن را با جمع کردن همه کارهای خوب و کم کردن همه کارهای بد سنجید. وفاداری به خدا فقط میتواند از دل بیاید. این یک مسئله درونی است.
و از این نظر، پسر بزرگ، کسی که «مثل برده کار کرده بود»، هرگز اراده پدر را انجام نداده بود. او حتی نمیدانست که پدری دارد. او فقط فکر میکرد که یک رئیس دارد. پسر کوچک، کسی که چنین رفتار شرمآوری داشت، به یاد آورد که در واقع پسر چنین پدری است.
اگر پاسخ ما به دعوت پدر برای کار در تاکستان او در ابتدا یک «نه» قاطع باشد، این برای خدا مشکلی ایجاد نمیکند. خدا به اظهارنامهی ظاهری علاقهای ندارد. خدا به همه کارهای نیکویی که برای تحت تأثیر قرار دادن او یا شاید خودتان انجام میدهید، اهمیتی نمیدهد. خدا بسیار صبور است. او واقعاً تمام زمان دنیا را دارد و از انتظار برای پاسخ شما خسته نمیشود. خدا تنها به دل شما اهمیت میدهد. او تنها میخواهد فضایی برای اقامت در دل شما پیدا کند. آن جاست که تاکستان واقعی قرار دارد.
No comments:
Post a Comment