Sanctæ Familiæ Iesu, Mariæ et Ioseph, Festum 【Anno A】
هنگامی که خدا انسان میشود، نهتنها جسمی انسانی و نفسی انسانی میپذیرد، بلکه وارد یک خانوادهٔ واقعی انسانی نیز میشود. بنابراین، در حالی که همچنان راز مرکزی کریسمس را جشن میگیریم، به این نیز میاندیشیم که او همانند همهٔ ما در زندگی خانوادگی سهیم شد.
و خانوادهٔ او خانوادهای بسیار خاص بود. دربارهٔ قدیس یوسف به ما گفته میشود که او «مردی عادل» بود؛ مادرش «سرشار از فیض» بود؛ و او خود «خدا در جسم» بود. در واقع، خانوادهٔ او آنقدر خاص بود که کلیسا آنان را بهعنوان الگویی برای تقلید در برابر ما قرار میدهد. اما در این کار باید بسیار مراقب باشیم که دقیقاً چه میگوییم، و بفهمیم که قرار است چه چیزی را تقلید کنیم.
خانوادهٔ مقدّس، خانوادهای کامل است، اما خانوادهای معمولی نیست. والدین در عفّت زندگی میکردند. یوسف پدرِ طبیعیِ کودک نبود. و پسر، خدا بود. جشن گرفتن این عید به این معنا نیست که اگر زندگی خانوادگی ما شامل پدر، مادر و دقیقاً یک فرزند نیست، احساس شرمندگی کنیم. شکلهای گوناگون زندگی خانوادگی که بسیاری از ما تجربه میکنیم، در واقع حالت عادیِ زندگی هستند. شاید کامل نباشند، اما معمولیاند.
و هیچ چیز غیرعادیای در این نیست که با الگوی کامل تطابق نداشته باشیم. کلیسا ازدواج و زندگی خانوادگی را ترویج میکند تا از آن محافظت کند، زیرا نیکوست؛ نه برای آنکه اگر وضعیت شخصی ما اندکی پیچیدهتر است، ما را شرمنده سازد. در واقع، همانگونه که انجیل نشان میدهد، حتی خانوادهٔ مقدّس نیز در تمام دوران کودکی مسیح از آرامش کامل خانگی برخوردار نبود. زمانی که او هنوز نوزاد بود، خانواده با تهدید روبهرو شد و ناچار گردید از سرزمین خود بگریزد؛ تجربهای که کمتر کسی از ما آن را داشته است.
اما همین امر به ما اجازه میدهد از آنان بیاموزیم، زیرا همچون ما، حتی خانوادهٔ کاملِ خداوند ما نیز بیچالش نبود. با این حال، آنان نمونههایی کامل از وفاداری و محبت باقی ماندند. و این همان جهتی است که باید اندیشههای خود را به سوی آن معطوف کنیم. دعای آغازین این عشای ربانی با دقّت بسیار چنین درخواست میکند:
«ای خدایی که خشنود شدی نمونهٔ درخشان خانوادهٔ مقدّس را به ما عطا کنی، به لطف خود عطا فرما تا با عمل به فضایل زندگی خانوادگی و در پیوندهای محبت، از آنان پیروی کنیم.»
آنچه قرار نیست از آن تقلید کنیم، ساختار خانوادهٔ مقدّس یا مهاجرت آنان به مصر است، بلکه پایداری آنان و محبت متقابلشان در شرایط دشوار است.
ازخودگذشتگیِ یوسف در حفاظت از خانوادهاش؛
مراقبتِ آرام و مهربانانهٔ مریم؛
و احترام و اطاعتِ عیسی.
کودکِ این خانواده خداست، و با این حال، فرمانی را نگاه میدارد که چنین اهمیتی دارد:
«پدر و مادر خود را حرمت بدار.»
قدیس پولُس در جایی دیگر یادآور میشود که این نخستین فرمانی است که وعدهای با خود دارد:
«تا کارت بهخوبی پیش رود و عمرت در زمین دراز باشد.»
قرائت نخست ما این وعده را بسط میدهد و ما را تشویق میکند که مایهٔ آرامش برای مادران خود باشیم و در کهنسالیِ پدرانمان با شکیبایی رفتار کنیم. مسیح بیتردید از نظر شأن و جلال بر والدین خود برتری داشت، و با این حال، برگزید که خود را فروتن سازد، به آنان احترام گذارد و مطیع ایشان باشد. در این نکته برای همهٔ ما درسی نهفته است، حتی پس از عبور از سن هجدهسالگی. مسیح نهتنها الگویی از فرزندی انسانی به ما میدهد، بلکه نشان میدهد چگونه باید با پدر آسمانی خود رفتار کنیم. خدا برای توصیف رابطهٔ خود با ما از زبان «پدر» و «پسر» استفاده میکند.
از این رو، در معنایی خاص، روابط خانوادگی ما آمادگی و تمرینی است برای زندگی ما با او. و در این روز، پرسشی ویژه خطاب به همهٔ پدران حاضر مطرح میشود: هنگامی که فرزندان شما دعای «پدر ما» را میخوانند، میخواهید چه تصویری از خدا در ذهن آنان شکل بگیرد؟ وقتی مسیح به شاگردانش میآموزد که پدر او را «پدر ما که در آسمانی» بخوانند، به آنان میگوید محبتی که میان پدر و فرزند میشناسند، چشمهای از محبتی است که خدا نسبت به ما دارد.
از اینرو، پدران فرصتی خاص دارند تا محبت خدا را به فرزندان خود نشان دهند. با این همه، در نهایت، مسیحیت چیزی فراتر از صرفاً تقلیدِ الگوهای نیک پیش روی ماست. و شاید کسانی که زندگی خانوادگیشان نامنظمتر است، بیش از همه بتوانند از این عید بهرهمند شوند؛ زیرا حتی اگر خانوادهای زمینی نداشته باشید، خانوادهای در آسمان دارید.
اعضای خانوادهٔ مقدّس در قدّوسیت کاملاند، اما خانوادهٔ آنان از جهتی کامل نیست، زیرا برای ما جا گذاشتهاند. مسیح هر یک از ما را دعوت میکند تا در زندگی خانوادگیِ خودِ او سهیم شویم: مریم را بهعنوان مادر خود بپذیریم، خدا را پدر خود بدانیم، و یوسف را نگهبان خود. و بدینگونه، ما را به برادران و خواهرانی بدل میسازد که او هرگز نداشت.
No comments:
Post a Comment